174
هروقت سر رشته زندگی از دستم در میره از جونم کم میشه. حقیقت اینه من عاشق زندگی ام. میمیرم واسه لحظه لحظه تجربه کردنش.
هروقت سر رشته زندگی از دستم در میره از جونم کم میشه. حقیقت اینه من عاشق زندگی ام. میمیرم واسه لحظه لحظه تجربه کردنش.
حساب خوشی هایی که به خودم بدهکارم از دستم در رفته.
اوضاعم خرابه. اوضاعش خرابه. اوضاعمون خرابه. چی میخواد بشه؟ چیکار میخوایم بکنیم؟ چجوری درستش میکنیم؟ این سری چی میگیم بهم؟ من چمه؟ کجای زندگیمم؟ چیمیخوام از خودم و خودش؟ چیکار باید بکنم؟ خیلی بد شدم. خیلی فکرم خسته اس. کجا باید برم؟
واقعا کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را؟
همیشه وقتی میخوام شروع کنم اولین کارم شونه کردن و جمع کردن موهامه دومیش مرتب کردن اتاقم.
بهترین نوشیدنی تابستونی : آیس تی!
با اینکه روز خوبی نیست ولی رو مود خوبیم. گرمای لطیف عصر تابستون با خورشید و نوری که دوس دارم. سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش رو میخونم. به کارهایی که ناتموم موندن فکر میکنم. به شکست هایی که باید جبران شن. به چیزهایی که باید برنامه ریزی کنم. قدم هایی که برا خودم برمیدارم.
لامصب این شیو چقد آدمو ترن آن میکنه!
این مرض کارممنوعه کردن خرمو گرفته و باز دستم بسته اس!
این میل به انتشار خودم داره من رو میکشه و من این روزها دارم بیشتر باهاش جدال میکنم.
نمیدونم آخرش چی میشه.
منطقی میشه..احساسی میشه
چی میشه؟
امشب مثل هر شب کصاشیری بیش ندارم برا نوشتن
پس میرم کپه مرگمو بذارم
نمیخوای بگمولی کصشر. کصشر. کصشر اوری ور
من چیزی نمیخوام جز اینکه دوستام مال من باشن. فقط مال من. تمام و کمال.
زهرا کاری که تو الان باید بکنی اینه که در صدد جبران و درست کردنش بربیای. نه سرزنش خودت. میدونی این باگ نتیجه یه اشتباه تو برنامه نویسیه. پس باگشو برطرف کن
ولی یادت باشه تصمیم هیجانی نگیر.
میدونم در وجودم زندگی هست. ریشه ای قوی و چسبیده به نفس کشیدن. به خندیدن به موسیقی گوش کردن به شونه کردن موها و رژ قرمز زدن. به از نو ساختن. از نو ساختن. مثل ققنوس از خاکستر خودم برخواستن و دوباره به خاکستر افتادن. اما من تا نفس آخر دوباره از خاکسترم پر میکشم. دوباره دوباره دوباره.
میخوام قوی باشم میخوام ریشه هامو محکم کنم. خودمو بسازم و مثل یه بامبو رشد کنم.
زیبایی زندگیم اونجاست که میدونم در وجودم آتلانتیسی وجود داره و من آکواوومنی که هر روز به کشفش تلاش میکنم.
من این سالها خیلی سپرمو گذاشتم زمین. خیلی از قوی بودن دست برداشتم. خیلی تکیه کردم. حالا دوباره وقتشه به خودم تکیه کنم.
شاید باورتون نشه ولی تو امتحانات تنها چیزی که برام دلچسبه گوجه موهامه!!!!!!
این موقع ها بچه ام.
بچه ای که توجه میخواد.
به زودی این تصمیم رو هم عملی میکنم.
باید عوض بشه این رویه.
تنها بدی بلاگ اینه ک نمیشه به راحتی تلگرام باهاش موزیک به اشتراک گذاشت.
از هر دقیقه که تو اینستاگرام میگذرونم بدم میاد
تو این کنج کوچیکم بارها ازش گفتم. به هرجور ازش گفتم. و میدونی اثر کرد. کنار گرفتن اثر کرد. اینو یادت نره زهرا. بازم کنار باش. آره من اون آدمیم که بارها پیجشو بالا پایین کردم. کانالشو از حفظم علاقه مندیاشو از حفظم. میدونم از منم افسرده تره از منم لوزر تره. ولی هنوز اون از من بهتره. چشای خسته امو میمالم و یادم میفته صورتمو نشستم. به هزارتا چیز مختلف فکر میکنم. به خواب نبردنم. به امتحان فردا و میدونم میفتم. به این که تو تخت خودم بهتر از هرجایی خوابم میبره.به این که چه ساده به این قرنطینه عادت کردم و دلم واسه خوابگاه تنگ نشده. گه میخورم. مثل سگدلتنگم. دلتنگ راحت لباس پوشیدنم لاک زدن و آرایش کردنم. دلتنگم. آره. ولی هیچجا اتاقم نمیشه. هیچجا مثل اینجا خودم نیستم.کتابام اینجان همه چیم اینجاست. این همه کصشر گفتن کجا میرسه؟ اینجا که ساعت ۴ صب وقت بیدار بودن نیست عن خانوم.