ششصد و هجده

گاهی یادم می‌ره دنیا چقد بزرگ و متنوع عه.

ششصد و هفده

نمیدونم از کی خسته ام و نمیدونم چرا این خستگی از من نمیره. نمیدونم از گشادیه یا یه خستگی قدیمی و مزمنه که مونده تو جونم. ولی هرچیه حال ندارم برا تلاش.