هفتصد و شصت و یک
اضطراب، دست از سرم بردار. من رو به بند و صلابه کشیدی.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 10:3 توسط Sahra
|
اضطراب، دست از سرم بردار. من رو به بند و صلابه کشیدی.
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.