هفتصد و چهل و دو
یک ساعت و نیم باهم حرف زدیم و نمیدونم زمان از کجا اومد و کجا رفت. خدایا، واقعا؟
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 22:24 توسط Sahra
|
یک ساعت و نیم باهم حرف زدیم و نمیدونم زمان از کجا اومد و کجا رفت. خدایا، واقعا؟
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.