هفتصد و یازده
ثبت یک سری احساسات شخصی.
از کارهایی که مدل کارهای اشتریه بدم می آد. دوره تعمیر موتور ولوو/ نتیجه بازدید از کارخونه ها/ ال و بل. اخیرا نداشتم از این ها و از سه شنبه یکی ش رو باید انجام بدم. حالم خراب/ خسته/ بی حوصله/ اضطرابی که زیرپوستی حس میشه و شبها از خواب میپرونتم. باید برم حموم/ برم از دستگاه های باشگاه عکس بگیرم و برای مربی بفرستم تا بهم حرکت بده/ خسته ام. نمیخوام برم سرکار و استرس و اضطراب تحمل کنم. میخوام بچپم زیر پتو و سریال کره ای جدید شروع کنم ببینم و پفک بخورم. خیلی گشنمه و نمیدونم چی بخورم. برگشتن به روتین قبل سخته و راه رسیدن به آرامش و حال خوب احتمال زیاد برگشتن به روتینمه :دی.برای نوشتن هم خسته ام/ مغزم جواب نمیده/ در هاله از مه مغزی به سر میبرم. نمیدونم باید چیکار کنم. هی وسط نوشتن می پرم به یه چیز دیگه. باید فکر بکنم/ کمی از چیزها فرار نکنم/ باهاشون روبرو بشم و بدونم ترسناک نیستن. چیکار باید بکنم؟ بخوابم یا پاشم و حرکت بکنم؟
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.