نوشتم که هدفم ارزش سختی های این روزام رو داره. آره داره. زندگی برای من چیز غریب و زیباییه، سخت ولی با ارزش، قشنگ، جذاب و به طور کلی، زندگی ارزش زیستن داره. گاها هم نگاهم بهش متفاوته. گاهی وقتا میگم، دوست دارم ولی لیاقت این همه سختی کشیدن رو نداری. گاهی معتقدم که این من نیستم که باید به شرایط عادت کنم، باید اون لجبازه باشم که باعث تغییر شرایط میشه. از این که شرایط بهم زور میاره لجم میگیره. بیشتر انرژی این‌روزام صرف جنگ با خودم و دووم آوردن میشه. از این که بگم " بگذار دووام آوردن هنر تو باشد" بدم میاد، چرا باید دووم آوردن هنرم باشه؟ من حقم نیست که تو فرصت تک‌باره و کوتاه زندگی عزیزم‌رو با دووم آوردن سر کنم. بیشتر غر زدنامم از همینه. میگی زندگی عادلانه نیست و از تو خیلی قوی‌تره؟ آره، هست. و همین بیشتر لجم‌رو درمی‌آره. من زندگی میخوام، ذره ذره‌شو.