چهارصد و سی و نه
ویوی اتاقم به قدری زیبا و سکسیه که خاک بر سر گوشیم که نمیتونه ثبتش کنه. تم و نور فضا نیلیه، درختای لخت و تک و تک و حالت مه گرفته اش، تک کانکس تو فاصله ۱۰۰ متری. قسمتی از آسمون کاملا نیلیه و انگار بالاتر از اون آبی خیلی ملایمه. چنان خوشرنگه که قلبم رو برده. انگار تازه بارون باریده و هوا هنوز ابریه و غروبه. ترکیب زیبایبه. مثل نوری که از ساعت ۱ تا غروب توی اتاقمه. 3>
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 17:12 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.