هی من اینجا قایم شدم. نه به خاطر اینکه منو پیدا کنی. دقیقا به خاطر این که پیدام نکنی. اینجا مثل یه دختر مو کوتاه ظریف خوشگل قایم شدم. تا پیدام نکنی. تا اینجا بتونم خودم باشم. تا غرق رویاهام بشم. تا تصور کنم همون دختری ام که همیشه پی اش میگردم. ظریف لاغر با هیکل خوب. نمیگم خوشگل چون حداقل اینو قبول دارم که قیافم بد نیست. قایم شدم تا اونی باشم که دلم میخواد. راحت شر کنم. راحت حرف بزنم. چون دیگه حوصله نظرات مختلف ندارم. حوصله آدمای جورواجور ندارم. این گوشه خودمم. با چیزایی که دوس دارم. حرفهای از جنس خودم. حالا که به عقب نگاه میکنم و یا با نظرات و عقاید دیگرون روبرو میشم که واسم کصشر میان کلی از خودم تعجب میکنم که چقد از چیزها دور شدم و حالا چقد من ترم. اوه من اینجا قایم شدم تا حس آرامش کنم. دور و برم رو با چیزای شبیه خودم پر میکنم تا بیشتر حس کنم . چقدر نیاز دارم تو این گم شدن خودم رو پیدا کنم.