دویست و هشتاد و پنج
آدم هرچند وقت یکبار تصمیم میگیره که عوض بشه، و این به این معنیه که هرچند وقت یکبار میفهمه که هنوز عوض نشده، فکر میکنم معنی نفرین هم همینه، تکراری نخواستنی که نمیشه ازش رها شد، هر روز صبح آدم جدیدی میشی و از در بیرون میزنی، اما در نهایت اونی که برمیگرده خونه و کلید میندازه تو در، همونیه که تا قبل اذون مغرب باید مشقاشرو تموم کنه، همونیه که دوستداره خودش رو به مریضی بزنه تا فردا نره، همونی که هنوز منتظره بزرگ و قوی بشه.
سبیدو | t.me/sabidoo
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ ساعت 13:41 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.