دویست و چهل و پنج
اگه دارم از دزدیدن رویاهام میگم، این یه حرف ساده نیست. این یعنی من دیگه خونه دو نفره نمیسازم تو خیالم. یعنی برام مهم نیست چی پیش میاد. یعنی دیگه شوق ندارم. یعنی دیگه به سفر فکر نمیکنم. دیگه چیزای گوگولی نمیخرم. دیگه خیال نمیسازم. دیگه تلاش نمیکنم. چیزی ذوق زده ام نمیکنه. انگار که مرده باشم. هایده میگه انگار که خوابیم کابوس میبینیم. اما من نخوابیدم. من بیدارم و واقعیت همینقد لجنه. همه چی لجنه.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ ساعت 14:55 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.