هفتصد و هفتاد و نه
نمیشه که از مدیرعامل انتظار داشته باشم از من و اخلاق من و دقت کار من خیلی خوشش بیاد، من ممکنه اشتباه داشته باشم مثل همین الان، گاهی شاید سعی کنم با گفتن اینکه برای همهچیم سند و مدرک و منبع دارم و سعی کنم خودمرو از اشتباه مبرا کنم ولی میتونم اشتباه داشته باشم و از اون اشتباه یاد بگیرم. نمیتونم با تلاش برای دقت بیشتر کاری کنم هیچ اشتباهی نداشته باشم. دیدن مشکل و اشتباه و نقطه ضعف بهترین چیز برای یادگیریه. مدتهاست توی لوپ اشتباه نمیکنم و تحت فشار گذاشتن خودمم. هنوز در روبرو شدن با اشتباه درونم احساس شرم و ناکافی بودن میکنم. هنوز هم رفتارهام و خودمرو زیر ذرهبین میذارم و خجالت میکشم. من آدم بی دقتی نیستم، تلاشمرو میکنم نباشم، بی دقت شناخته نشم و و و. شرمگین میشم گاهی، از اشتباهاتم، از هیجاناتم. گاهی اعتماد به نفس و عزت نفس کافیرو ندارم. احساس میکنم اولین اشتباه یعنی بی لیاقت بودن من،ناکافی بودن، بد بودن من. اعداد رو اشتباه گذاشتی؟ داری رزومههم مینویسی برای شرکت دیگه؟ اینجا بهت لطف کرده قبولت کرده وگرنه هیچی بلد نیستی. وقت بغل کردن خودمه. وقت یادآوری به خودمه که در برابر یادگیری باز باشم، ذهنمرو رها کنم.
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.