دیشب سرم رو شونه‌ش بود و داشت ابروهامو ناز می‌کرد‌. ده دقیقه آخرمون‌رو معمولا تصویر رویا گوش می‌دیم‌. تو باغ غذا نشسته بودیم داشتیم صحبت می‌کردیم، می‌گه " اگر چشمات من‌رو عاشق تو نکنن قطعا این اخلاق حرف زدنت من‌رو عاشقت می‌کنه". یه‌جا هم نشسته بودیم رو نیمکت داشت صورتم‌رو ناز می‌کرد و اینجوری بود که پوستت چه نرمهههه، اند آی واز لایک دت " عزیزمممم، روتین پوستی خدا تومنییییی".