هفتصد و بیست و پنج
هربار دارم توی یک رفتار خود مضطرب و خود کودکام رو پیدا میکنم که دنبال محبت و دوست داشته شدن و ترک نشدنه، پس هی به خودش سختگیری میکنه و هی سعی میکنه اوضاعرو کنترل کنه و همهچیز رو بدونه تا بتونه خودش رو به معیار آدمها نزدیک کنه که دوستم داشته باشن و ترکم نکنن...
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 12:0 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.