امروز یه جوری طناب تو پای فیل رو پاره کردم، با مل ۵ عصر رفتیم بیرون و تا ۱۰ شب بیرون بودیم و حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم و چقد با این دختر بهم خوش می‌گذره و چقد شبیه همیم. و بعدش برگشتیم و ساحل بهم نون خشک محلی و حلوای خیلی خوشمزه داد. همین چیزا حالمو خوب می‌کنن. همین تنها نبودن‌ها.