چهارصد و شصت
شبایی که من ای زخمارو میشمردم کجا بودی؟
الان از من میپرسی خودم موقعی که داشتی زخماتو میشمردی کجا بودم؟ همونجاای که نبودیم. ولی من دیگه نمیتونم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 20:29 توسط Sahra
|
شبایی که من ای زخمارو میشمردم کجا بودی؟
الان از من میپرسی خودم موقعی که داشتی زخماتو میشمردی کجا بودم؟ همونجاای که نبودیم. ولی من دیگه نمیتونم.
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.