چهارصد و سی و دو
اوضاع یه جوری شده که نه میتونی از خوشحالیت بنویسی چون ملت معتقدن چجوری تو این اوضاع خوشحالی؟ یا معتقدن چجوری میتونی خوشحالیتو به رخ دیگرون بکشی؟ چرا توی اینستاگرام از فلان چیز استوری گذاشتی؟ یا میگن تو که فلان کارو میکنی، فلانو داری، فلان کارو کردی، چجور الان ناراحتی؟ فلان موقع از فلان چیز عکس گذاشته بودی الان چته؟ تو که خانواده ات فلان کارو میکنن برات، تو که چیزی کم نداری. به همین دلیل ها نمیتونی ناراحت هم باشی. وقتی از ناراحتیت مینویسی میان میگن چتهه همش از ناراحتی مینویسی و چس ناله میکنی؟ حالمونو بد کردی. یکم هم خوشیهای زندگی رو ببین. اوووونقد گفتن که در درون من یک آدم بالفعل و بالقوه که این صحبتارو میکنه به وجود آمده. خلاصه که با شادی و غصه امون و همه چیمون کار دارن. کاش بیان جای ماهم زندگی کنن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان ۱۴۰۰ ساعت 12:33 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.