چهارصد و بیست و سه
سلامی گرم به مود های همیشه پایین. سلامی گرم به " به کسی حاصلی ندارد؛ غم روزگار گفتن" سلامی گرم به "نمیخوام ؛ لج کردم؛ نمیخوام حالم خوب باشه ؛ چرا حالم خوب نیست؟" سلامیگرم به استرس و اضطراب. سلامی گرم به " من یه لوزر بی خاصیت ام." سلامی گرم به "هیچکس منو دوست نداره ؛ دوستام منو یادشون نیست" میخوام چیزی شر کنم و عبارت " متاسفانه اکثر آدمها غریبه اند و من نمیخوام چیزی باهاشون شر کنم " میاد میشینه جلو چشمم. ساعت دوازده و ده دقیقه ظهره و من از برنامم عقب ام. تنهام. کسی منو یادش هست؟ این جمله سرآغازی برای خودخوری و اورثینکینگ عه.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 9:59 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.