چهارصد و دوازده
انگار درونم پر چرک و کثافته؛ باید حرف بزنم تا اینارو بریزم بیرون ولی نمیدونم چه حرفی بزنم کجارو نیشتر بزنم تا دقیقا از همونجا چرک بریزه بیرون و خوب شم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 10:21 توسط Sahra
|
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.