سیصد و سی و یک
از یک جایی به بعد دیگر چیزی را واقعا و از ته دل نخواستم و شاید همین شد که دیگر خاطره ای نساختم و دیگر چیزی را یادم نگه نداشتم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۹ ساعت 19:32 توسط Sahra
|
از یک جایی به بعد دیگر چیزی را واقعا و از ته دل نخواستم و شاید همین شد که دیگر خاطره ای نساختم و دیگر چیزی را یادم نگه نداشتم.
تلاش های موفق و ناموفق و کج و معوج در جهت نوشتن. بنده زبانها، کلمات، آهنگها. در آرزوی باریستا شدن. کوییر. مرید آقام رورونوا زورو، اگر نیستم دارم وانپیس میبینم.